أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

236

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

كسى او را فصد اسيلم از جانب راست فرمود تا آن را شفا شود چون روز شد آن فصد كردن شفا يافتند ديگر كسى را كه فصد دست كنند بايد دركى و عصب مبالغه نكنند و تكرير نضع هم نكنند بلكه روزى يا دو روزى بگذارند اگر ضرورت شود تكرار كند بر بالاى آن بط كنند و انخفاض از ان نكنند و ربط شديد نكند كه موجب جلب ورم مىشود و روز مانده كه آن را سرد كنند و تر كنند بگلاب و به آب سردى كه موافق بود و صالح باشد و واجب بود كه ربط جلد را بر طرف نكنند نه پيش از فصد و نه بعد از فصد ديگر بدانكه در هر بدنى كه هزال و لاغرى بود چون آن را از خارج بربندند ان ربط سبب خلو عروق بدن او مىباشد و منع سيلان خون در بدن ايشان ديگر در ابدان سمينه دور نباشد اگر آن ربط را رخو كنند كه موجب ظهور و در روز عروق مىشود و بعضى از فصاد آن ربط را معتدل مىسازند از خوف وجع كه اگر آن را مشدد سازند موجب حذر عضو دست ايشان مىشود و اگر شد را محكم كنند از براى ظهور رگ و عدم احساس بوجع پيش از ساعتى آن را نگذارند و الا لحم را فاسد مىگرداند ديگر بعضى را قاعده آنست كه سر مبضع بروغن زيتون چرب مىكنند هم از براى تخفيف در وجع و از براى آنكه اگر خواهند آن را بار ديگر رابط كنند و همچنين هرگاه كه عروق مفصوده ظاهر نگردد در دست اما شعبه از ان ظاهر شود بايد كه غمز كنند شعبه آن رگ را تا خون بان برگ بازگردد و رگ ظاهر شود بعد از ان فصد آن كنند كه متفتح نشده باشد و الا كه اگر انتفاخ نيابد و ظاهر نگردد آن را فصد نبايد كردن و هرگاه كه اراده غسل شود از خون بايد كه جلد را از محاذات شق دور دارند و بشويند بعد از ان بموضع خود بازگردانند و باندام بربندند و بهتر آن بود كه مدور باشد در بستن و اگر ميل بوجع كند موضع شق زفاده را برفق از آنجا دور كنند و بايد كه اين جماعت طمع در تشنيه نكنند بىآنكه شق ديگر بدانكه از براى بستن خون از رگ و سخت كردن موضع ربط وقتى معينى مىباشد و اگرچه آن وقت مختلف بود پس بعضى از مردم را قدرت و طاقت آن هست كه خون از ايشان بسيار بگيرد اگرچه حدت در تپهاى ايشان باشد مثل آنكه پنج رطل يا شش رطل خون از ايشان بگيرند و بعضى از مردمان نمىتوانند كه از ايشان يك رطل خون بگيرند اگرچه رطلى در وقت صحت بود پس بايد كه چون حال چنين باشد در هر استفراغى سه قانون را مرعى دارند يكى خفر خون كه آيا به قوت مىآيد يا بآهستگى دوم لون و قوام آن خون كه بسيار بود كه خون غليظ باشد در اول حال بعد از ان در آخر رقيق گردد و سفيد پس اگر آنجا علامت امتلاء باشد و حال موجب فصد باشد از ان انديشه نبايد كردن و به آن غلظ هم معرور نباشد كه گاه باشد كه موجب غلظ شود پس از دلائل ديگر مثل سن و بلده و عادت و صنعت و سخنه و قوت را اعتبار كنند و در ان اعتبار نگهدارند و گاه باشد كه خون غليظ باشد و تيره لون در اورام پس بان مغرور نبايد بود چراكه ورم ماده خون را نزد خود مىكشد سوم قوت نبض كه واجب بود كه آن را ملاحظه كنند تا وقتى كه خون از جستن بايستد يا در لون خون تغير شود يا در نبض خون را بربندند در وقت ضعف يا آنكه ديگر عارضه شود مثل تثاؤب و تمطى و غثيان و فواق يا تغير در لون پيدا شود يا خفردم درين امر اعتماد به نبض كنند و زودتر از مردمان در باب غشى كسى باشد كه مزاج او گرم بود و نحيف باشد و متخلخل الابدان و ديرترين مردم كه در ضعف درآيند كسانى باشند كه ابدان ايشان متلزز بود و لحم او پس واجب بود كه ما فصاد از مباضع بسيارى باشد از ذوات شعره و غيره ذوات شعره كه براى عروق از والد كه از موضع خود زود زائل مىشوند نيكو بود مثل رگ وداج ديگر بايد كه باوكيت بود كه آن رفاده باشد كه از خز و حرير باشد تا بان شق را بربندند و بايد كه با او مقئ باشد از براى يا از چوبى و با او دواء الصبر باشد و و بر ارنب كه پشم خرگوش بود از براى بستن و كندر و نافجه مشك و دواء المشك و اقراض مشك يا اگر غشى عارض شود بان اصلاح كنند و انعاش كنند به آن قوت را و اگر نتو دم شود و نزف آن بوبر ارنب و دواء الكندر بربندند و بيشتر اوقات غشى وقتى باشد كه از فصد بود اخنه باشد و بعد از جنس شق مگر آنكه خون بافراط گرفته شده باشد يا آنكه در حميات از مقاربت غشى باكى نبود اگر تپ مطبقه باشد و همچنين در مبادى خناق و سكته و اورام عظيمه و ملكه و در اوجاع شديده و اين عمل نبايد كردن مگر بعد از قوت قوه ديگر بدانكه عروق رجل را هم تعداد بود و در هركدام در فصد آن غرضى باشد مثل رگ صافن كه از ظاهر كعب از جانب وحشى كشايند از براى نافع عرق النساء بعد از آنكه از بالاى كعب به چهار انگشت آن را بسته باشد و ريسمانى بر آن پيچند تا نزديك بيخ ران بعصابهاى قوى و اولى آن باشد كه پيش از ان دو فصد بحمام روند و آن را به طول شق كنند و اگر آن رگ مخفى باشد از شعبه آنكه ميان خنصر و بنصر بود فصد كنند كه منفعت آن در وجع عرق النساء عظيم النفع بود و همچنين بود فائده آن در عرق النساء و در